X
تبلیغات
سرزمین باران
گــاهی باران هم دغدغـــــه اش باریـــدن نیست.گــاه از غصه تنهــــا شدنش میبـــارد.

 اس ام اس جدید بی معرفتی

چــقــدر مــتــفــاوتـــنــد آدمــهــا
عــشــق بــرایی یــکــی دلــگــرمــی
و بــرای دیــگــری ســرگــرمــی

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 16:22  توسط  حسن پور  | 

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول والاحوال حول حالنا الى احسن الحال تزیین سفره هفت سین سال 93 - سری دوم - آکا

باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروندتا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازندو آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرودطرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند.پیشاپیش نوروز باستان را به همه دوستان خودم تبریک میگم .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت 17:43  توسط  حسن پور  | 

یک نفر نمی تواند توده ایی را بسازد و هرگز افزایش یک دانه را نمی دانه چون یک دانه یک دانه است .مسله این است که وقتی عاشق می شویم نمی توانیم به جز خود به کسی دیگر فکر کنیم.چون ما مثله همان دانه هستیم که نمی توانیم مثله یک دانه تبد یل شویم وهمیشه سعی می کنیم دیگران رابه ساده ترین کلمات عشقی دعوت کنیم ودر حقیقت معنا یی دارد.جز شکست پس سعی کنیم بازی کلمات را یاد بگیریم.به علاوه ما در جهانی هستیم که خداوند یک روزی تمام واقیعت های زندگی را نشان خواهد داد.پس باید زند گی کرد .

wz87l0vz3x5uk21kog1.jpg

همه در دایره ی دوست گرفتار شدند.بی نوا دل که در این دایره پرگار نشد
عاشقان سایه گریز و سایه ی یار شدند.یار از خون دل عشق خبردار نشد
چشم ها مست زهوشیاری و در خواب شدند.خواب از یاد رخ دوست بیدار نشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1392ساعت 12:50  توسط  حسن پور  | 

اونیکه واسه غصه هایش دلم رو محرم میدونست.باید میدونست دلم شادیهاش رو هم میخوادنه اینکه چون دیگه دل صبورم رو نمیخواد ردش کنه نه این رسم رفاقت نیست وقتی کسی رو مهمون گریه هات میکنی یاد بگیر مهمون خنده هاتم کن.افسوس که مردم این شهر معنی محبت را تا وقت نیاز میدونند و بس,وقتی که نیاز شان تمام شد دیگه تو را نمی شناسند ما چقدر تنهایی فقط یکی را داریم ان هم خداوند بزرگ 

وقعا قشگ بوددلتنگی وجود نداشت کاش خیانت هم وجود نداشت ولی همش تقدیر و قسمت وازمون خداست .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1392ساعت 15:23  توسط  حسن پور  | 

ما همیشه صداهای بلند را میشنویم،پررنگ ها را میبینیم،سخت ها را میخواهیم.غافل ازینکه خوبها آسان میآیند،بی رنگ می مانند و بی صدا می روند.حرفی نمی زنند.اما دلتنگی هارا باید چه کنیم کسی به این دلتنگها جواب مثبت می دهد یا نه.شاید ما هم مثله رنگ ها باید بی رنگ باشیم.تا ما را یه نیم نگاهی بکنند.اخ خدا ان بالا ما را می بینی صدا ها را می شنویی.من نیستم دارم درد دل می کنند خیلی ها هستند مثله من دارن حرف می زنند .صداهای ما را می شنوی کاشکی یزه پررنگ ..

 

به گمانم پرهیزگاری باران به قیمت مرگ غزلواره های ناگفته تمام شود.که همان هم شد و تا باران نبارید قلم در دستم می لرزید

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1392ساعت 12:51  توسط  حسن پور  |